کتاب «رایکا» اثر فهیمه سلیمانی: با صدای ضربه ای که به در خورد، سرش را بالا آورد و به در نگریست: بفرمایید. در به آرامی باز شد ، دختری با صورتی ظریف و بینی قلمی و ابروهای بلند و خوش حالت داخل شد و روبروی او ایستاد.
با صدای ضربه ای که به در خورد، سرش را بالا آورد و به در نگریست:
بفرمایید.
در به آرامی باز شد ، دختری با صورتی ظریف و بینی قلمی و ابروهای بلند و خوش حالت داخل شد و روبروی او ایستاد. رایکا به صندلی چرمی اش تکیه داد و درحالیکه خودنویس داخل دستش را تکان می داد، به مغزش فشار آورد تا چهره دختر را بیاد آورد . اما هرچه اندیشید بی نتیجه بود .به همین خاطر بار دیگر به برگه های روی میز روبرویش خیره شد و با بی توجهی پرسید:
بفرمایید امرتون
دختر جوان من من کنان گفت:
ببخشید سرمدی هستم، رزا سرمدی
رایکا بی توجه به او، باز هم کلماتی را روی کاغذهای روبرویش یادداشت کرد ...
دسته: رمان و داستان / رمان و داستان عمومی
با ۲۰٪ تخفیف ویژه، کتاب «رایکا» را تهیه کنید. پس از پرداخت، فایل PDF کتاب توسط پشتیبانی به ایمیل ثبتشده شما ارسال میشود. فایل دانلودی این صفحه راهنمای دریافت و تماس با پشتیبانی است.